<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله دانش حسابداری</title>
    <link>https://jak.uk.ac.ir/</link>
    <description>مجله دانش حسابداری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>باز طراحی مدل ارزیابی کیفیت افشای ریسک شرکت‌ها بر مبنای مدل زنجیره مارکوف پنهان</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4450.html</link>
      <description>هدف: طراحی مدلی برای ارزیابی کیفیت افشای ریسک بر اساس احتمال همراستایی بین افشای ریسک و وضعیت واقعی ریسک شرکت.&amp;amp;nbsp;روش: مدل پژوهش بر پایه مدل زنجیره مارکوف پنهان و الگوریتم زنجیره مارکوف مونت‌کارلو و با استفاده از داده‌های 150 شرکت پذیرفته شده و فعال در بورس اوراق بهادار تهران طراحی و برآورد شده است. از داده‌های بازه زمانی 1392 تا 1398 برای پرورش و تخمین مدل و از داده‌های بازه زمانی 1399 تا 1401 برای بررسی دقت پیش‌بینی مدل استفاده شده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: شاخص‌های ریسک سیستماتیک (بتا)، نوسان بازدهی سهام، نسبت درآمد صادراتی به کل درآمد و نوسان جریان نقد عملیاتی، عوامل مؤثر بر احتمال همراستایی افشای ریسک با وضعیت ریسک شرکت‌ها هستند. نسبت نقدینگی، اهرم عملیاتی، اهرم مالی و اندازه شرکت، با کیفیت افشای ریسک در حالت وضعیت ریسک پایین رابطه منفی دارند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: مدل پژوهش می‌تواند به عنوان مبنایی مناسب برای تحلیل و پیش‌بینی الگوهای افشای ریسک و ارتقای کیفیت اطلاعات ارائه شده به استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی استفاده شود. همچنین مدل پژوهش، تأثیر شاخص‌های ریسک را بر احتمال افزایش افشای ریسک در دوره‌های زمانی متوالی پیش‌بینی می‌کند. این موضوع نشان می‌دهد شرکت‌ها تمایل دارند سطح افشای ریسک را بدون توجه به وضعیت واقعی ریسک افزایش دهند که این امر منجر به کیفیت پایین افشای ریسک می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی میزان رعایت الزامات استانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی در صندوق‌‌های سرمایه‌گذاری ایران</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4539.html</link>
      <description>هدف: با توجه به اهمیت وجود مجموعه‌ای از استانداردهای واحد جهت افزایش قابلیت مقایسه، اعتبار و درک صورت‌های مالی برای استفاده‌کنندگان و از سویی دیگر نقش فعال صندوق‌های سرمایه‌گذاری متنوع در جذب سرمایه‌گذاران، این پژوهش باهدف بررسی میزان انطباق بین الزامات گزارشگری مالی ملی در صندوق‌های سرمایه‌گذاری و استانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی (IFRS) و همچنین بررسی وضعیت فعلی صورت‌های مالی صندوق‌‌های سرمایه‌گذاری و انطباق آنها با IFRS انجام شد.&amp;amp;nbsp;روش: به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها، یک چک‌لیست برای افشا و یک چک‌لیست برای شناسایی- اندازه‌گیری تهیه شد که درمجموع شامل بررسی 31 شاخص و 336 سؤال بود. ابتدا الزامات گزارشگری مالی ملی در صندوق‌های سرمایه‌گذاری با استانداردهای استخراج‌شده در چک‌لیست تطبیق داده‌شده سپس، چک‌لیست موردنظر برای صورت‌های مالی 151 صندوق سرمایه‌گذاری در سال 1402 تکمیل گردید.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که بین IFRS و الزامات گزارشگری ایران و همچنین بین IFRS و وضعیت فعلی گزارشگری ایران در صندوق‌های سرمایه‌گذاری ازنظر ابعاد افشا، شناسایی و اندازه‌گیری تفاوت معناداری وجود دارد.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که در خصوص تهیه صورت جریان وجه نقد، افشا و اندازه‌گیری‌های مربوط به ارزش منصفانه، بررسی ریسک مالی و نظایر آن خلأ استاندارد ملی وجود دارد و شایسته است استانداردگذاران با بررسی زمینه‌های شکاف مشخص شده در این پژوهش صورت‌‌های مالی نمونه صندوق‌های سرمایه‌گذاری را بازنگری نمایند تا بدین‌ترتیب به یکپارچگی، هماهنگی و قابلیت مقایسه صورت‌‌های مالی بیفزایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خودشکوفایی حسابرسان و توانایی مقاومت در برابر فشار صاحبکار و نقش میانجی تعهد به استقلال</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4650.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر به بررسی تأثیر خودشکوفایی حسابرسان و توانایی مقاومت آنها در برابر فشارهای صاحبکار با در نظر گرفتن تعهد به استقلال و قدرت صاحبکار، در شرایط مذاکره حسابرس- صاحبکار می‌پردازد.&amp;amp;nbsp;روش: چارچوب مفهومی این پژوهش، تئوری خودشکوفایی را با تئوری قدرت از طریق تبادل اجتماعی ادغام می‌کند. در این راستا، یک نظرسنجی آنلاین از طریق پرسش‌نامه الکترونیکی در مقیاس هفت گزینه‌ای لیکرت بین حسابرسان حرفه‌ای شاغل از جمله، شرکای مؤسسات حسابرسی، مدیران، سرپرستان ارشد، سرپرستان، حسابرسان ارشد و حسابرسان، در سراسر ایران با نمونه نهایی 390 شرکت‌کننده در سال 1402 انجام شد. سپس، با استفاده از الگوسازی معادلات ساختاری (SEM)، داده‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد خودشکوفایی حسابرس بر مقاومت حسابرس در برابر فشار صاحبکار تأثیر مثبت دارد و تعهد حسابرسان به استقلال یک متغیر میانجی در رابطه بین خودشکوفایی حسابرس و مقاومت حسابرس در برابر فشار صاحبکار است. همچنین، این مطالعه نشان داد حسابرسان دارای تعهد قوی به استقلال هستند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد، حسابرسان با خودشکوفایی بالا نسبت به استقلال متعهدترند لذا در برابر فشار صاحبکار مقاومت بیشتری دارند. این یافته‌ها می‌تواند به مؤسسه‌های حسابرسی کمک کند تا راه‌حل‌هایی برای افزایش خودشکوفایی کارکنان از طریق بهبود شرایط کاری و تعادل بین کار و زندگی ارائه دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر سرمایه روانشناختی بر قضاوت و تصمیمگیری حسابرسان داخلی با توجه به نقش شجاعت اخلاقی و رضایت شغلی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4801.html</link>
      <description>هدف: سرمایه روانشناختی مفهوم نسبتاً جدیدی از حوزه روانشناسی مثبت‌گرا است، که به‌عنوان مزیت رقابتی سازمان‌ها از آن یاد می‌شود. ضمن اینکه از قضاوت و تصمیم‌گیری می‌توان به‌عنوان سنگ بنای حسابرسی داخلی نام برد. در پژوهش حاضر هدف بررسی اثر سرمایه روانشناختی بر قضاوت و تصمیم‌گیری حسابرسان داخلی با در نظر گرفتن اثر تعدیل‌گری شجاعت اخلاقی و رضایت شغلی است.&amp;amp;nbsp;روش: این پژوهش در زمره تحقیقات کاربردی قرار دارد که به‌روش توصیفی- پیمایشی انجام شده‌است. داده‌های آن برای سال‌های 1402 و 1403 با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری، و روایی و پایایی آنها تأیید شده‌است. جامعه آماری پژوهش شامل حسابرسان داخلی شرکت‌های عضو بورس بوده است که 217 پرسشنامه در این رابطه جمع‌آوری و فرضیه‌های آن با استفاده از مدل معادلات ساختاری آزمون شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج به‌دست آمده حاکی از آن است که ابعاد سرمایه روانشناختی بر قضاوت و تصمیم‌گیری حسابرسان داخلی، تأثیر مثبت و معناداری داشته، همچنین شجاعت اخلاقی و رضایت شغلی رابطه بین سرمایه روانشناختی به‌عنوان متغیر مستقل و قضاوت و تصمیم‌گیری حسابرسان داخلی به‌عنوان متغیر وابسته، را به‌طور معناداری تقویت می‌کند. در ضمن یافته‌های استحکام نتایج مؤید تأیید نتایج اصلی پژوهش است.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان دهنده مؤثر بودن سرمایه روانشناختی بر قضاوت و تصمیم‌گیری حسابرسان داخلی است به‌گونه‌ای که شجاعت اخلاقی و رضایت شغلی، ارتباط بین آنها را به‌طور معناداری تقویت می‌کنند. این یافته‌ها می‌توانند به ارتقا کیفیت فرآیندهای قضاوت و تصمیم‌گیری کمک کند که منجر به بهبود عملکرد حسابرسان داخلی می‌شود تا سازمان‌ها بتوانند به اهداف راهبردی خود نائل شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط بین سازوکارهای راهبری شرکتی و افشای موضوعات کلیدی حسابرسی با در نظر گرفتن نقش هزینه‌های نمایندگی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4651.html</link>
      <description>هدف: بررسی ارتباط بین سازوکارهای راهبری شرکتی و افشای موضوعات کلیدی حسابرسی با در نظر گرفتن نقش هزینه‌های نمایندگی.&amp;amp;nbsp;روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، و از نظر روش، علی- پس‌رویدادی است. جامعه آماری این پژوهش شامل شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و حجم نمونه مورد بررسی 101 شرکت و دوره پژوهش 7 ساله، در بازه زمانی 1395 تا 1401 را شامل می‌شود. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از رگرسیون خطی چند متغیره با بهره‌گیری از روش حداقل مربعات معمولی و رویکرد تابلویی استفاده شده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد بین سازوکارهای راهبری شرکتی درونی و بیرونی و افشای موضوعات کلیدی حسابرسی ارتباط معنادار و مثبت وجود دارد. همچنین، نتایج نشان داد هزینه‌های نمایندگی بر ارتباط بین سازوکارهای راهبری شرکتی درونی و بیرونی و افشای موضوعات کلیدی تأثیر مثبت و معنادار وجود دارد.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: با تقویت سازوکارهای راهبری شرکتی درونی و بیرونی، کیفیت افشای موضوعات کلیدی حسابرسی افزایش می‌یابد و اهمیت بالای راهبری شرکتی در شفافیت گزارش‌های حسابرسی برجسته می‌شود. همچنین، با افزایش هزینه‌های نمایندگی رابطه مثبت بین سازوکارهای راهبری شرکتی درونی و بیرونی و افشای موضوعات کلیدی حسابرسی تشدید می‌شود. به عبارت دیگر، هزینه‌های نمایندگی نقش تقویت‌کننده داشته و باعث می‌شود که تأثیر سازوکارهای راهبری شرکتی بر افشای موضوعات کلیدی حسابرسی بیشتر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تعاملی افشاء و عملکرد گزارشگری زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری شرکتی (ESG) بر هزینه بدهی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4548.html</link>
      <description>هدف: سرمایه‌گذاری در زمینه پایداری زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی (ESG) در سال‌های اخیر از اهمیت قابل توجهی برخوردار شده است. هدف این پژوهش تبیین اثر تعاملی افشاء و عملکرد گزارشگری زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری شرکتی (ESG) بر هزینه بدهی است.&amp;amp;nbsp;روش: نمونه آماری مطالعه حاضر متشکل از 130 شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1395-1401 است که به روش غربالگری انتخاب شده‌ است. برای بررسی و آزمون فرضیه‌های پژوهش از داده‌های تابلویی و روش رگرسیون استفاده شده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج نشان داد افشای ESG منجر به افزایش هزینه بدهی می‌شود. همچنین عملکرد ضعیف ESG با کاهش هزینه بدهی همراه است. به‌علاوه تعامل بین افشاء و عملکرد ESG افزایش هزینه بدهی را تضعیف می‌نماید. همچنین افشای زیست‌ محیطی و اجتماعی با افزایش هزینه بدهی همراه است و افشای راهبری شرکتی تأثیر معناداری بر هزینه بدهی ندارد. در بین ابعاد عملکرد ESG نیز ضعف عملکرد زیست‌محیطی و راهبری شرکتی به ترتیب منجر به کاهش و افزایش هزینه بدهی می‌شود.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: این نتایج شواهد متضادی را با پژوهش‌‌‌های بین‌المللی برای کشور ایران نشان می‌دهد و به درک عمیق‌تر گزارشگری ESG کمک می‌کند. با توجه به اینکه در پژوهش‌‌‌های داخلی تأثیر عملکرد ESG و افشای آن بر هزینه بدهی بررسی نشده است، نتایج این پژوهش به غنی‌تر شدن ادبیات موجود در حوزه ESG کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیر و حسابرس بر رابطه بین ویژگی‌ها‌ی مؤسسه حسابرسی و تغییر طبقه‌بندی سود</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4963.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه بین ویژگی‌های مؤسسه حسابرسی با تغییر طبقه‌بندی سود و همچنین نقش تعدیلگری عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیر و حسابرس بر این روابط است.&amp;amp;nbsp;روش: نمونه این پژوهش شامل 82 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که به روش حذف سیستماتیک انتخاب شده‌اند. دوره زمانی پژوهش نیز شامل سال‌های 1393 تا 1400 است. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از الگوهای رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج این پژوهش حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار توان رقابت مؤسسه حسابرسی و رتبه کیفی مؤسسه حسابرسی با تغییر طبقه‌بندی سود است. همچنین، نتایج این پژوهش نشان از رابطه منفی و معنادار اندازه مؤسسه حسابرسی و تغییر طبقه‌بندی سود دارد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد بین تعداد شرکای مؤسسه حسابرسی و دوره تصدی مؤسسه حسابرسی با تغییر طبقه‌بندی سود رابطه معناداری وجود ندارد. به‌علاوه، نتایج حاکی از عدم تأیید تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیر و حسابرس بر رابطه بین توان رقابت مؤسسه حسابرسی، تعداد شرکای مؤسسه حسابرسی، رتبه کیفی مؤسسه حسابرسی، اندازه مؤسسه حسابرسی و دوره تصدی مؤسسه حسابرسی با تغییر طبقه‌بندی سود است.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش می&amp;amp;lrm;تواند در تصمیم‌گیری‌ سرمایه‌گذاران و ذینفعان شرکت سودمند واقع شود؛ زیرا قادر است شواهد جدیدی در ارتباط با چگونگی استفاده از تغییر در طبقه‌بندی به‌عنوان یک روش جدید در مدیریت سود ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیـر رقابت اطلاعـاتی بر قیمـت‌گذاری احتمال استفاده از اطلاعـات محـرمانه با تأکید بر ابـعاد افشای اطلاعات</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4748.html</link>
      <description>هدف: هدف از این پژوهش تعیین میزان تأثیر رقابت اطلاعاتی بر قیمت‌گذاری احتمال استفاده از اطلاعات محرمانه با تأکید بر ابعاد افشای اطلاعات است.&amp;amp;nbsp;روش: بر این اساس، پژوهش حاضر از نظر روش‌شناسی، از نوع شبه‌تجربی و پس رویدادی در حوزه‌ پژوهش‌های اثباتی، همچنین از لحاظ ماهیت و هدف از نوع کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1390 تا 1400 (11 سال متوالی) است که 146 شرکت به روش نمونه‌گیری به روش حذف سیستماتیک انتخاب و مطالعه شدند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ها حاکی از وجود رابطه منفی و معنادار بین رقابت اطلاعاتی و قیمت‌گذاری احتمال استفاده از اطلاعات محرمانه است و ابعاد افشای اطلاعات از جمله افشای اطلاعات مالی؛ افشای اطلاعات غیرمالی؛ افشای اطلاعات استراتژیک و افشای اطلاعات ریسکی نیز تقویت‌کننده رابطه مذکور است. نتیجه مذکور حاکی از آن است که افشای اطلاعات شرکت‌ها، بازار را به کاهش قیمت‌گذاری احتمال استفاده از اطلاعات محرمانه ترغیب می‌کند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: رقابت اطلاعاتی به عنوان یک ساز و کار نظارت برون سازمانی و افشای اطلاعات به عنوان عامل علامت‌دهی اطلاعات درون سازمانی، مانع از کسب سودهای آربیتراژ با بهره‌گیری از مزیت اطلاعاتی می‌شوند. این موضوع الزام توسعه ابعاد افشای اطلاعات در قالب الزامات حرفه‌ای و افزایش نظارت و رقابت اطلاعاتی در بازار را بیش از پیش نمایان می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر آموزش کارکنان صاحب‌کار بر کارایی حسابرسی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4543.html</link>
      <description>هدف: اگرچه مدیران مالی در نهایت مسئول کیفیت گزارشگری مالی شرکت هستند، اما کل نیروی کار در تهیه اطلاعات حسابداری از طریق ارائه داده‌های داخلی خام که مبنای برای مدیران اجرایی است مشارکت دارند. ورود صاحب‌کار در فرآیند حسابرسی می‌تواند بر اثربخشی و کارایی آن تأثیر بگذارد. در این مقاله، هدف بررسی تأثیر آموزش کارکنان صاحب‌کار بر کارایی حسابرسی است.&amp;amp;nbsp;روش: در این پژوهش به‌منظور بررسی و آزمون فرضیه‌ها، داده‌های مربوط به 100 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1395 تا 1401 استخراج و از مدل‌های رگرسیونی داده‌های ترکیبی برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج حاصل از تحقیق حاکی از آن است که شرکت‌های که هزینه و ساعت آموزش بیشتری داشته‌اند حق‌الزحمه حسابرسی کمتری پرداخت کرده‌اند. همچنین، نتایج حاصل از فرضیه‌ها تأثیر سطح تحصیلات کارکنان صاحب‌کار بر ارتباط بین آموزش کارکنان صاحب‌کار و حق‌الزحمه حسابرسی را تأیید می‌کنند که در نهایت منجر به کارایی حسابرسی می‌شود.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: در شرکت‌های که به آموزش کارکنان توجه شده است کیفیت گزارشگری مالی به‌عنوان ورودی صاحب‌کار بیشتر می‌شود، و این ورودی بهتر در نهایت باعث کارایی حسابرسی می‌شود که در حق‌الزحمه حسابرسی کمتر نمایش داده شده است. همچنین، باتوجه‌به این که کارکنان با سطح تحصیلات بالاتر از دانش زمینه‌ای بیشتری برخوردار هستند آموزش را بهتر فرامی‌گیرند و بر ارتباط بین آموزش کارکنان صاحب‌کار و حق‌الزحمه حسابرسی تأثیر می‌گذارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر معنویت و پارانوئید سازمانی بر رفتارهای ناکارآمد حسابرس با میانجی‌گری قضاوت اخلاقی و حساسیت اخلاقی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4747.html</link>
      <description>هدف: رفتار ناکارآمد حسابرسان با کاهش کیفیت حسابرسی، به اعتبار حرفه حسابرسی لطمه وارد می‌نماید. ضرورت بررسی عوامل تشدید یا تضعیف کننده این رفتار مشهود است. معنویت به عنوان یک ارزش شخصیتی و پارانوئید سازمانی به عنوان یک اختلال شخصیتی، رفتار افراد را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرگذاری معنویت در ابعاد فردی و سازمانی و پارانوئید سازمانی بر رفتار ناکارآمد حسابرسان با تأکید بر نقش میانجی قضاوت و حساسیت اخلاقی است.&amp;amp;nbsp;روش: پژوهش حاضر از لحاظ شیوه اجرا کمی است. داده‌های جمع‌آوری شده با روش معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش در قلمرو زمانی سال 1402 شامل حسابرسان شاغل در حرفه حسابرسی است که با استفاده از شیوه نمونه‌گیری کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه استاندارد است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد معنویت فردی و سازمانی با میانجی‌گری قضاوت اخلاقی به ترتیب با کسب رتبه‌های اول و سوم بر رفتار ناکارآمد حسابرسان تأثیر معکوس دارند. همچنین پارانوئید سازمانی با میانجی‌گری حساسیت اخلاقی با کسب رتبه دوم بر رفتار ناکارآمد حسابرسان به‌صورت مستقیم و مثبت تأثیرگذار خواهد بود.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: معنویت فردی و سازمانی با تقویت قضاوت اخلاقی، رفتار ناکارآمد حسابرسان را تقلیل داده و پارانوئید سازمانی با کاهش حساسیت اخلاقی، سبب بروز رفتار ناکارآمد حسابرسان می‌شود. پژوهش حاضر به عنوان اولین پژوهشِ در حوزه پدیده پارانوئید سازمانی و حسابرسی، ضمن توسعه مبانی نظری، به سرپرستان حسابرسی در شناسایی عوامل تشدید یا تضعیف کننده رفتار ناکارآمد حسابرسان و چگونگی تأثیر بواسطه متغیرهای میانجی کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خودشیفتگی شرکای حسابرسی و تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی: نقش دوره تصدی و تعدد کاری</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4652.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین خودشیفتگی شرکای حسابرسی و تأخیر در ارائه حسابرسی با توجه به نقش دوره تصدی و تعدد کاری شریک حسابرسی می‌باشد. نوع پژوهش‌های توصیفی بوده که به شیوه همبستگی صورت گرفته و از بعد هدف استفاده از پژوهش، از نوع پژوهش‌های کاربردی و از بعد روش گردآوری داده‌ها، نوع غیرتعاملی پس رویدادی است، که از داده‌های موجود در پایگاه اطلاعاتی بورس اوراق بهادار تهران و نرم‌افزار ره‌آورد نوین استفاده شده است. بر اساس شرایط در نظر گرفته برای انتخاب نمونه، 172 شرکت به روش حذف سیستماتیک طی سال‌های 1394 تا 1400 انتخاب و اطلاعات آنها جمع‌آوری و با استفاده از رگرسیون چندگانه برای داده‌های تابلویی، به روش اثرات ثابت، از طریق نرم‌افزار ایویوز آزمون گردیده است. نتایج پژوهش با استفاده از شاخص اندازه امضا حاکی از آن است که خودشیفتگی شریک اول حسابرسی و شریک دوم حسابرسی ارتباط معناداری با تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی ندارد و دوره تصدی و تعددکاری شریک هم نمی‌تواند این رابطه را تعدیل نماید. یافته‌ها برای شاخص استفاده از نام و نام خانوادگی در امضا کمی متفاوت است، در حالیکه خودشیفتگی شریک اول حسابرسی ارتباطی معنادار با تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی ندارد، خودشیفتگی شریک دوم حسابرسی منجر به تأخیر بیشتر در ارائه گزارش حسابرسی می‌شود، و دوره تصدی و تعددکاری شریک حسابرسی دارای اثر معناداری بر این رابطه نیستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر محافظه‌‌کاری حسابداری بر خوانایی گزارش‌گری مالی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4804.html</link>
      <description>چکیده
هدف: محافظه کاری حسابداری همانند حاکمیت شرکتی عمل کرده و هزینه های نمایندگی را کاهش می دهد. محافظه کاری شرطی فرآیندهای گزارشگری حسابداری هستند که ارزش دفتری را فقط در شرایط نامطلوب کاهش می دهد. هدف از به کارگیری روش های محافظه کارانه در حسابداری، انگیزه هایی باشد که شرکت در شرایط ابهام به دنبال تحقق آنها است . یکی از شرایط حاصل از پیش بینی ها بر اساس اطلاعات موجود، خوانا بودن گزارش های مالی افشاء شده است در این پژوهش سعی می‌شود تاثیر محافظه‌کاری (شرطی) بر خوانایی گزارش‌گری‌ مالی بررسی شود.
روش: برای نیل به هدف پژوهش از اطلاعات مالی نمونه 129 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس روش غربال-گری سیستماتیک و روش رگرسیون چند متغیره استفاده شد. دوره زمانی این پژوهش  1396 تا 1401 است. 
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که محافظه‌کاری شرطی تاثیر  منفی و معناداری بر خوانایی گزارش‌گری مالی وجود دارد. اگر محافظه‌کاری شرطی بیشتر شود خوانایی گزارش‌های مالی ضعیف‌تر شده و شفافیت و مربوط بودن اطلاعات کاهش می‌یابد.
نتیجه‌گیری: شواهد حاکی از آن است که در شرکت‌های ایرانی اعمال رویه‌هایی مانند قاعده اقل بهای تمام شده به عنوان مصادیق محافظه‌کاری شرطی، منجر به خوانایی کمتر گزارش‌های مالی می‌شود. به عبارت دیگر وجود سیستم حسابداری محافظه‌کارانه در شرکت‌های نمونه منجر به کاهش ارائه اطلاعات و همچنین قابلیت فهم بازار می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اظهارنظر حسابرس، ریسک سقوط قیمت سهام و حاکمیت شرکتی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4790.html</link>
      <description>حضور حسابرسان مستقل می‌تواند به افزایش شفافیت و اعتبار گزارش‌های مالی منجر شود، که این می‌تواند از ریسک سقوط قیمت سهام جلوگیری کند. چرا که سرمایه‌گذاران با اطمینان بیشتری به اطلاعات مالی دسترسی پیدا کرده و تصمیمات آگاهانه‌تری در خصوص خرید یا فروش سهام می‌گیرند. هدف از پژوهش حاضر، تبیین رابطه بین اظهارنظر حسابرس و ریسک سقوط قیمت سهام با تأکید بر کیفیت حاکمیت شرکتی مبتنی بر تئوری‌های علامت‌دهی، اقتضایی و منافع عمومی است.
برای این منظور، از داده‌های 125 شرکت (1250 سال-شرکت) پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1392 تا 1401 با استفاده از داده‌های ترکیبی و رگرسیون چندمتغیره مورد برازش قرار گرفت.
نتایج نشان داد رابطه منفی و معناداری بین نرخ حاکمیت شرکتی و ریسک سقوط قیمت سهام وجود دارد. همچنین، رابطه مثبت و معناداری بین نوع اظهارنظر حسابرسان و ریسک سقوط قیمت سهام مشاهده شد. بر اساس این یافته‌ها می‌توان گفت در شرکت‌هایی که تضاد منافع زیاد است، وجود سازوکارهای حاکمیت شرکتی مناسب برای جلوگیری از کاهش سقوط قیمت سهام ضروری است.
نتایج تحقیق نشان‌دهنده این است که بهبود حاکمیت شرکتی می‌تواند منجر به کاهش ریسک سقوط قیمت سهام شود و نوع اظهارنظر حسابرسان تأثیر مثبت و معناداری بر این ریسک دارد. بنابراین، تقویت سازوکارهای حاکمیت شرکتی و توجه به نظرات حسابرسان در شرکت‌ها با تضاد منافع بالا، برای حفظ ارزش سهام حائز اهمیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگرانی‌های اخلاقی کاربرد هوش مصنوعی در حسابداری</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4760.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر باهدف شناسایی و اولویت‌بندی نگرانی‌های اخلاقی هوش مصنوعی در حسابداری انجام شد. 

روش: ابتدا از طریق مرور گسترده ادبیات 17 نگرانی اخلاقی اصلی شناسایی گردید. سپس بر‌اساس این نگرانی‌ها پرسش‌نامه‌ای محقق ساخته طراحی شد. جامعه آماری پژوهش متشکل از استادان و دانشجویان حسابداری در ده دانشگاه دولتی ایران است که به ترتیب به روش نمونه‌گیری غیرتصادفی و گلوله‌برفی، تعداد 34 استاد و 226 دانشجو به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده‌های جمع‌آوری شده، با آزمون‌های من‌ویتنی، فریدمن، تحلیل عاملی اکتشافی و مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزارهای SPSS و PLS تحلیل شدند.

یافته‌ها: از دید استادان، کمبود آموزش مناسب و ساختاریافته و از نظر دانشجویان نگرانی سوگیری الگوریتمی دارای بیشترین اهمیت است. نگرانی تسلط هوش مصنوعی بر انسان از دید استادان و نگرانی عدم اعتماد به هوش مصنوعی از نظر دانشجویان دارای کمترین اهمیت است. دیگر یافته‌های پژوهش نیز نشان می‌دهد، نگرانی‌های اخلاقی مانند انعطاف‌ناپذیری انسان، عدم برنامه‌ریزی و زیر ساخت مناسب، پتانسیل ایجاد اختلال در هوش مصنوعی به‌جای حمایت، می‌تواند به‌عنوان موانع مهمی برای پذیرش هوش مصنوعی در حسابداری عمل کند.

نتیجه‌گیری: در مطالعات مشابه تعصب و سوگیری الگوریتمی، کمبود آموزش مناسب و سطح‌بندی شده و حفظ حریم خصوصی داده از مهم‌ترین نگرانی‌های اخلاقی هوش مصنوعی است. پرداختن به این چالش‌های اخلاقی برای تقویت اعتماد و استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی بسیار مهم خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر همسانی دوره تصدی مدیرعامل و بالاترین مقام مالی شرکت بر حق‌الزحمه حسابرسی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4762.html</link>
      <description>هدف: رابطه بین مدیرعامل و بالاترین مقام مالی شرکت یکی از جنبه‌های مهم تیم مدیریتی است و این پژوهش تأثیر یکسانی دوره تصدی مدیرعامل و بالاترین مقام مالی شرکت بر حق‌الزحمه حسابرسی را بررسی نموده است. 
روش: پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی است که با یک رویکرد توصیفی و علّی به بررسی روابط میان متغیرهای هدف می‌پردازد. فرضیه‌های این پژوهش با نمونه‌ای مشتمل بر 84 شرکت در بازار بورس اوراق بهادار تهران، طی سالهای ۱۳۹6 تا ۱۴۰1 و با بهره‌گیری از داده‌های ترکیبی (با کنترل اثرهای سال و صنعت) آزمون شد. برای اندازه‌گیری حق‌الزحمه حسابرسی از لگاریتم طبیعی حق‌الزحمه حسابرسی شرکت استفاده شد. همسانی دوره تصدی با دو سنجه (شروع دوره تصدی به صورت همزمان و انتصاب مقام ارشد مالی توسط مدیرعامل فعلی) اندازه‌گیری گردید. 
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که یکسانی دوره تصدی مدیرعامل و بالاترین مقام مالی شرکت و همچنین انتصاب بالاترین مقام مالی توسط مدیرعامل فعلی، با افزایش حق‌الزحمه حسابرسی همراه است. لیکن تاثیر همسانی دوره تصدی بر حق‌الزحمه از طریق متغیر میانجی کیفیت سود تأیید نگردید. 
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد همسانی دوره تصدی مدیرعامل و مقام ارشد مالی سبب افزایش حق‌الزحمه حسابرسی می‌شود که نشانگر افزایش ریسک حسابرسی است، لیکن این ریسک صرف نظر از کاهش کیفیت سود، می‌تواند مربوط به افزایش ریسک در سایر حوزه‌ها نظیر ریسک تقلب یا سایر موضوعات حاکمیت شرکتی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر مدیریت سرمایه در گردش و قدرت چانه‌زنی بر سرعت تعدیل اعتبار تجاری</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4930.html</link>
      <description>هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش و قدرت چانه‌زنی  بر سرعت تعدیل اعتبار تجاری است. 
  روش: پژوهش ارائه شده از نوع کاربردی و همچنین از نظر روش‌شناختی به جهت این‌که پس از رخ دادن رویدادی به بررسی آن پرداخته است از نوع همبستگی علی و پس رویدادی می‌باشد. 
  یافته‌ها: نتایج آماری نشان داد که مدیریت سرمایه در گردش می‌تواند سرعت تعدیل اعتبار تجاری را در دستیابی به اعتبار تجاری بهینه افزایش دهد. همچنین قدرت چانه‌زنی مدیران در مذاکرات تجاری نیز تاثیر مستقیم بر سرعت تعدیل اعتبار تجاری داشته و سرعت دستیابی به اعتبار تجاری هدف را افزایش می‌دهد. 
  نتیجه‌گیری:  زیرا با مدیریت سرمایه در گردش ثبات بالایی در میزان چرخه عملیاتی و چرخه تبدیل نقدینگی ایجاد و نظرات اعبتاردهندگان جلب و شرکت می‌تواند به نسبت رقبا گوی سبقت را در میزان جلب اعتبارات برباید. در مذاکرات تجاری و طرفین مورد معامله، در دهه اخیر با مد نظر قرار دادن فنون پیشرفته بازاریابی و عوامل روانشناسی مذاکرات بحث قدرت چانه‌زنی بسیار مورد توجه است و اگر مدیران بتوانند طرق مقابل و اعتباردهندگان را به سمتی هدایت نمایند که اعطای اعتبارات و سرمایه‌گذاری در شرکت می‌تواند معامله‌ای دو سر برد برای طرفین باشد می‌توانند از حداکثر توان خود در رسیدن به اعتبار تجاری بهینه استفاده و سرعت تعدیل را افزایش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین ماتریس نقاط مرجع استراتژیک از منظر هستی‌شناسی مفهومِ حسابداری مسئولیت‌پذیری فرهنگی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4768.html</link>
      <description>هدف این مطالعه تدوین ماتریس نقاط مرجع استراتژیک از منظر هستی‌شناسی مفهومِ حسابداری مسئولیت‌پذیری فرهنگی می باشد. 
روش: این مطالعه طی دو فاز از فرآیندهای تحلیل پدیدار شناسی و فازی شبکه‌ای تلاش نمود تا اولاً نسبت به تدوین ماتریس نقاط مرجع استراتژیک جهت هستی‌شناسی مفهوم حسابداری مسئولیت‌پذیری فرهنگی اقدام نماید، ثانیاً به دنبال ارزیابی مقوله‌ها و مضامین گزاره‌ای شناسایی شده، در بستر شرکت‌های بازار سرمایه بود.  ماهیت جمع آوری داده ها در این مطالعه در فاز اول مصاحبه با خبرگان و افراد باتجربه می باشد که از آگاهی متناسبی از پدیده ی مورد بررسی برخوردار بودند.  به طوریکه 7 گروه 4 نفره از حسابدارانِ با تجربه ی شرکت هایی که سطح پایبندی بالاتری از نظر اهداف توسعه‌ی پایدار  (SDGs) طبق گزارش‌های سازمان بورس اوراق بهادار دارند، تشکیل شد. 
یافته‌ها: نتایج در فاز اول مطالعه حکایت از تشکیل ماتریس مرجع استراتژیک با چهار ربع «رویه‌های مرتبط با افشاء کربن»؛ «رویه‌های مرتبط با افشاء حسابداری مدیریت»؛ «رویه‌های مرتبط با افشاء عملکردهای اجتماعی» و «رویه‌های مرتبط با افشاء عملکردهای قانونی» دارد. همچنین در فاز دوم مطالعه مشخص شد، از بین 4 مقوله‌ی ماتریس مرجع استراتژیک حسابداری مسئولیت‌پذیری فرهنگی، مقوله‌ی چهارم با عنوان رویه‌های مرتبط با افشاء عملکردهای قانونی، کارکرد فراگیرتری در پیاده‌سازی حسابداری مسئولیت‌پذیری فرهنگی در بستر شرکت‌های بازار سرمایه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر متغیرهای شخصی و سازمانی بر تحمل و چشم پوشی از تقلب</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4704.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سازه‌های شخصی و سازمانی بر تحمل و چشم‌پوشی از تقلب با در نظر گرفتن نقش متغیر تعدیلی ادراک از فرهنگ اخلاقی سازمانی شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل حسابداران و مدیران مالی شرکت‌های تولیدی پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است. داده‌های مورد نیاز با استفاده از روش پیمایشی و از طریق پرسشنامه استاندارد از 196 نفر از حسابداران و مدیران مالی در سال 1403 جمع‌آوری شده است. در این پژوهش از مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش کمترین مربعات جزئی برای تجزیه و تحلیل داده‌‌ها استفاده گردیده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ها حاکی از آن است که سازه‌های بی‌تفاوتی اخلاقی و ارزش‌های خودخواهانه دارای تأثیر مثبت و معناداری بر تحمل و چشم‌پوشی از تقلب هستند و رابطه منفی و معناداری بین سازه‌های خودکارآمدی، ارزش‌های نوع‌دوستانه و ادراک از فرهنگ اخلاقی سازمانی با تحمل و چشم‌پوشی از تقلب وجود دارد. همچنین در این پژوهش شواهدی از اثر تعدیلی سازه ادراک از فرهنگ اخلاقی سازمانی بر رابطه بین سازه‌های شخصی مورد بررسی و تحمل و چشم‌پوشی از تقلب یافت نشد. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که به منظور تعیین ریشه‌های رفتارهای متقلبانه در شرکت‌ها  و ارزیابی ریسک تقلب توجه به سازه‌های شخصی و سازمانی به عنوان عوامل تأثیرگذار بر  تحمل و چشم پوشی از تقلب می‌تواند مثمرثمر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر توانایی مدیریتی بر سیاست تأمین مالی خارجی با نقش میانجی محدودیت مالی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4798.html</link>
      <description>هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر توانایی مدیریتی بر سیاست تأمین مالی خارجی با نقش میانجی محدودیت مالی در میان شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد.
روش: پژوهش حاضر با استفاده از روش حذف سیستماتیک نمونه‌ای متشکل از 130 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را در بازه زمانی 1394 تا 1401 انتخاب و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. پس از اندازه‌گیری متغیرها و تحلیل‌های آماری مرتبط با داده‌های ترکیبی، آزمون فرضیه‌های پژوهش در قالب 10 مدل و با روش رگرسیون GLS توسط نسخه 12 نرم‌افزار Eviews انجام شد. 
یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد، شرکت‌هایی که توسط مدیران تواناتر اداره می‌شود، تمایل به کاهش تأمین مالی وام و افزایش تأمین مالی سهام دارند و این نتایج برای شرکت‌هایی که فاقد محدودیت مالی هستند، قوی‌تر است. 
نتیجه گیری: شرکت‌هایی که توسط مدیران توانمندتری اداره می‌شوند، می‌توانند با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و مشکلات نمایندگی، محدودیت‌های مالی را در شرکت کاهش دهند و در نهایت با کاهش هزینه تأمین مالی خارجی، استفاده از این روش تامین مالی را تسهیل کنند. همچنین شواهد نشان می‌دهد که مدیرانی که توانایی مدیریت بالاتری دارند می‌توانند افشای اطلاعات مالی را افزایش داده و از این طریق ریسک اطلاعاتی و مشکلات نمایندگی خود را در بازار مالی کاهش دهند و در نتیجه انتشار سهام را تسهیل کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه بین مسئولیت های اجتماعی شرکت و ریسک سقوط قیمت سهام با تاکید بر نقش تعدیلی سازوکارهای مقرراتی و عدم تقارن اطلاعاتی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4925.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مسئولیت‌های اجتماعی و ریسک سقوط قیمت سهام با تاکید بر نقش تعدیلی سازوکارهای مقرراتی (مالکیت نهادی و کنترل‌های داخلی) و عدم تقارن اطلاعاتی است. به عبارتی، ریسک سقوط قیمت سهام همواره یک موضوع با اهمیت و چالش برانگیز برای تحلیلگران، سرمایه‌گذاران مدیریت شرکت‌ها و قانون‌گذاران بوده است و شناخت عوامل موثر بر آن می‌تواند برای ذینفعان در تحلیل و پیشبینی رخداد آن موثر واقع شود.
     روش: پژوهش حاضر به منظور انتخاب نمونه آماری، از روش حذف سیستماتیک بهره گرفته است. بر این اساس، با توجه به معیارهای مشخص، تعداد 125 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به‌عنوان نمونه‌ای برای بررسی فرضیه‌های تحقیق انتخاب گردیدند و برای آزمون این فرضیه‌ها، از مدل رگرسیونی داده‌های ترکیبی استفاده شده است.
یافته‌ها: شواهد نشان می‌دهند که مسئولیت اجتماعی، ریسک سقوط قیمت سهام را کاهش می‌دهد و سازوکارهای نظارتی (مالکیت نهادی و کنترل داخلی) موجب تضعیف رابطه معکوس مسئولیت اجتماعی و ریسک سقوط قیمت سهام می‌گردد. همچنین مشخص شد که عدم تقارن اطلاعاتی نقش تعدیلی در رابطه بین مسئولیت اجتماعی و ریسک سقوط قیمت سهام ندارد.
       نتیجه‌گیری: اگر مسئولیت اجتماعی در شرکت‌ها به درستی پیاده‌سازی شود و به عنوان ابزاری برای مدیران جهت انجام رفتارهای خودخواهانه به ضرر سهامداران عمل نکند، می‌تواند به طور مؤثری ریسک سقوط قیمت سهام را کاهش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر خودکارآمدی و حسابرسی از راه دور بر عملکرد حسابرسان در دوران پساکرونا</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4791.html</link>
      <description>هدف: همه‌گیری کویید 19 چالش‌های جدیدی را برای حسابرسان ایجاد کرده است. این چالش‌ها سؤالات جالبی را در مورد توانایی حسابرسان برای به دست آوردن شواهد حسابرسی، حتی در دوران پساکرونا مناسب مطرح می‌کند. هدف پژوهش بررسی تأثیر خودکارآمدی و مهارت حسابرسی از راه دور بر عملکرد حسابرسان و نقش تعدیل‌کننده ابزارهای مبتنی بر رایانه در این رابطه است.
روش: روش پژوهش برای جمع‌آوری مبانی نظری کتابخانه‌ای و برای جمع‌آوری داده‌های پژوهش، پیمایشی است. از پرسشنامه استاندارد باتوه وهمکاران (2023) و الناتوروهمکاران (2023) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه حسابرسان شاغل در مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران در طی سال 1403 است. نمونه‌ آماری بر اساس روش نمونه‌گیری در دسترس، شامل 390 حسابرس عضو جامعه است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری به کمک نرم‌افزار SmartPls استفاده شد. 
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که خودکارآمدی ومهارت حسابرسی ازراه دورتاثیرمثبت ومعناداری با عملکرد حسابرس دارند. حسابرسی ازراه دورارتباط بین خودکارآمدی وعملکرد حسابرس راواسطه می‌کند. همچنین ابزارهای حسابرسی مبتنی بررایانه نقش تعدیل‌کننده‌ای در رابطه بین خودکارآمدی و حسابرسی از راه دور بر عملکرد حسابرس ندارد. 
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش بینش‌های عملی را برای حرفه حسابرسی درموردتوجه مدیران به توانمندی‌های شخصیتی حسابرسان واستفاده ازمهارت حسابرسی ازراه دوردرجهت بهبودعملکردحسابرسان ارائه می‌دهد. بویژه، آن به سیاست‌گذاران ومدیران حرفه حسابرسی اجازه می‌دهندتا تصمیمات آگاهانه ومرتبطی را درموردپذیرش حسابرسی ازراه دور اتخاذ کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر میانجی دستیابی به عملکرد مورد انتظار بر رابطه بین هموارسازی سود و مدیریت استراتژیک از دیدگاه تئوری رفتاری واحد تجاری و تئوری بازخورد عملکرد</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4794.html</link>
      <description>هدف: تئوری رفتاری واحد تجاری پیش‌بینی می‌کند هنگامیکه عملکرد شرکت پایین‌تر از عملکرد مورد انتظار باشد شرکت جستجو برای حل مشکل و تغییر استراتژی را آغاز می‌کند اما در این پیش‌بینی دستکاری سود جهت رسیدن به عملکرد مورد انتظار در نظر گرفته نشده است؛ بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر در نظر گرفتن دستکاری سود در پیش‌بینی‌های پایه تئوری رفتاری واحد تجاری و اثر آن بر دستیابی به عملکرد مورد انتظار و مدیریت استراتژیک است.
روش: برای دستیابی به اهداف پژوهش، نمونه‌ای شامل 147 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سالهای 1387-1401 انتخاب شد. روش پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت کاربردی و توصیفی رگرسیونی است. جهت حل مشکل درونزایی متغیر مستقل از روش حداقل مربعات دو مرحله‌ای (2SLS) به وسیله نرم‌افزار استاتا استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج بیانگر اثر مثبت و معنادار هموارسازی سود بر دستیابی به عملکرد مورد انتظار و همچنین اثر منفی و معنادار هموارسازی سود بر تغییر استراتژی آتی شرکت است. همچنین نتایج نشان داد دستیابی به عملکرد مورد انتظار بر رابطه بین هموارسازی سود و تغییر استراتژی آتی شرکت اثر میانجی (جزئی) دارد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد شرکت‌هایی که به هموارسازی سود دست می‌زنند تمایل کمتری به تغییر استراتژی خود دارند و این اقدام را از طریق دستیابی به عملکرد مورد انتظار (دستکاری سود برای رسیدن به عملکرد مورد انتظار) انجام می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر استراتژی‌های تجاری (تدافعی و تهاجمی) بر هزینه سرمایه: نقش میانجی کیفیت اطلاعات حسابداری</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4809.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش درصدد است اثر میانجی کیفیت اطلاعات حسابداری بر رابطه ی بین استراتژی کسب‌وکار  و هزینه سرمایه بررسی نماید. ضرورت این پژوهش به دلیل اهمیت درک ارتباط میان استراتژی‌های کسب‌وکار و پیامدهای مالی شرکت‌ها، به‌ویژه در بازارهای نوظهور، جایی که چالش‌های اطلاعاتی و ویژگی‌های خاص بازار نقش مهمی در تصمیم‌گیری‌های مالی دارند، مشهود است.
روش: این پژوهش از داده‌های 141 شرکت در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1398 تا 1402 به‌عنوان نمونه آماری استفاده کرده است. برای بررسی فرضیات، از روش‌های تحلیل داده‌های ترکیبی و رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شد. به‌منظور اطمینان بیشتر از معناداری اثر میانجی ، آزمون بوت‌استرپ به‌عنوان یک گام تکمیلی در نرم‌افزار SPSS صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهند شرکت‌هایی با استراتژی تدافعی (محافظه‌کارانه) در مقایسه با شرکت‌های تهاجمی، از کیفیت اطلاعات حسابداری بیشتری برخوردار هستند. علاوه بر این، یافته ها حاکی از آن است که کیفیت اطلاعات حسابداری نقش میانجی قابل‌توجهی در تأثیر استراتژی‌های کسب‌وکار بر هزینه سرمایه ایفا می‌کند. به صورتی که استراتژی‌های تدافعی(تهاجمی) بواسطه افزایش(کاهش) کیفیت اطلاعات حسابداری موجب کاهش (افزایش) هزینه سرمایه می شوند.
نتیجه‌گیری: استراتژی‌های تدافعی به دلیل مدیریت بهینه منابع و شفافیت بیشتر اطلاعات مالی، بهبود کیفیت اطلاعات حسابداری و کاهش هزینه سرمایه را به همراه دارند. در مقابل، شرکت‌های با استراتژی‌های تهاجمی به دلیل ریسک بالاتر و عدم قطعیت‌های بیشتر، هزینه سرمایه بیشتری متحمل می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نیازهای آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی حسابداری در دانش و مهارت مورد نیاز در پژوهش‌های کیفی و کمی: کاربست فرا ترکیب</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5044.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر، واکاوی نیازهای آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی حسابداری در دانش و مهارت مورد نیاز در پژوهش‌های کیفی و کمی است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: پژوهش حاضر با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب صورت گرفت. روش فراترکیب با استفاده از گام‌های هفت گانه روش سندلوسکی و باروسو به ارزیابی و تحلیل نظام‌مند نتایج و یافته‌های پژوهش‌های پیشین پرداخته است. جامعه آماری همه پژوهش‌های منتشر شده در پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی و خارجی است که در مجموع 34 مقاله نهایی شد. با استفاده از روش کمی آنتروپی شانون، بر اساس رویکرد تحلیل محتوا به تعیین ضرایب اثر اجزای شناسایی شده در پژوهش‌های نهایی شده، پرداخته شد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن است که داده‌ها در 158 کد اولیه و 21 مؤلفه و 6 بعد طبقه‌‌بندی می‌شود. در بین مؤلفه‌های شناسایی شده، شناسایی خلأ موجود در پژوهش‌های پیشین و اهداف پژوهش (دانش شکافی)، اندازه‌گیری متغیرها به شکل صحیح و آماره‌های متناسب با متغیرهای کمی و کیفی، ارائه صحیح نتایج آماری نسبت به سایر مؤلفه‌ها از اهمیت بیشتری برخوردارند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: نیازهای آموزشی شناسایی‌شده دانشجویان تحصیلات تکمیلی حسابداری در دانش و مهارت مورد نیاز در پژوهش‌های کیفی و کمی می‌تواند به عنوان استراتژی نوآورانه برای تدوین‌کنندگان برنامه‌های آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی حسابداری با عملکرد بالا استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر گزارشگری پایداری بر کیفیت حسابرسی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5181.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر گزارشگری پایداری بر کیفیت حسابرسی است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: کیفیت حسابرسی از دو منظر سنجیده شده است: کیفیت اطلاعات حسابداری منتشرشده از سوی شرکت و نوع اظهارنظر حسابرس. این پژوهش با یک رویکرد تجربی و کمّی مبتنی بر تحلیل رگرسیون چندمتغیره انجام شده است. جامعه آماری غربال شده شامل 146 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1393 تا 1402 است. داده‌های مورد نیاز از صورت‌های مالی حسابرسی شده و گزارش‌های مالی سالانه در سایت کدال، گردآوری شده و با استفاده از تکنیک&amp;amp;lrm;های اقتصادسنجی و نرم‌افزار ایویوز مورد تحلیل قرار گرفتند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد گزارشگری پایداری تأثیر معناداری بر سطح اقلام تعهدی اختیاری، به‌عنوان یکی از معیارهای سنجش کیفیت حسابرسی ندارد، ولی بر اظهارنظر مقبول حسابرس تأثیر مثبت و معناداری دارد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: از نتایج به دست آمده می‌توان نتیجه‌گیری کرد که کیفیت حسابرسی از جنبه اطلاعات حسابداری منتشرشده از سوی شرکت، تحت تأثیر گزارشگری پایداری قرار ندارد. اما گزارشگری پایداری، شانس دریافت اظهارنظر مقبول از سوی حسابرس را افزایش می‌دهد که می‌تواند نشانه بهبود کیفیت حسابرسی باشد. به عبارت دیگر، گزارشگری پایداری تلاشی برای شفاف‌تر کردن اطلاعات و ارتباط بهتر با ذینفعان تعبیر می‌شود که منجر به افزایش تمایل حسابرس به صدور اظهارنظر مقبول می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیکره‌بندی الگوی نوظهورِ پدیده‌ای بنام حسابداری گردشگری: پایبندی به اصول پدیدارشناسی پارادایمی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4931.html</link>
      <description>هدف:  صنعت گردشگری برای دستیابی به پایدار به عنوان یک مفهوم توسعه‌ای در نظام اقتصادی، نیازمند اهرم‌های اجرایی همچون حسابداری است تا به انضباط ناشی از رخدادهای مالی قابل وقوع در این بستر کمک نماید. هدف این مطالعه  پیکره‌بندی الگوی نوظهورِ حسابداری گردشگری با اتکاء به فرآیندِ پدیدارشناسی پارادایمی می‌باشد. 
روش: در این مطالعه از رویکرد 4 مرحله‌ای هاسرل (1970) بهره برده شد. به طوریکه با انجام مصاحبه با کنشگران دارای تجربه زیسته، ظهورکدهای باز و تقلیل آن به گزاره‌های زمینه‌ای، چک‌لیست محقق ساخت امتیازبندی شده براساس مقیاس‌های «8+» تا «8-» ساخته شد تا با تفکیک گزاره‌ها به دسته‌های کلی‌تر از مفاهیم، طبق امتیازهای گروه کانونی، مقوله‌بندی جنبه‌های نوظهور حسابداری گردشگری منتج به ارائه الگوی پارادایمی گردد. در این مطالعه 18 نفر از حسابداران رسمی و اعضای کمیته‌های استانداردگذاری در ایران به عنوان کنشگر پژوهش‌های پدیدار شناسی، مشارکت داشتند که از قدرت افتراق بالاتری به لحاظ شناختی از پدیده حسابداری گردشگری نسبت به سایر جنبه‌های حسابداری تجاری برخوردار بودند. 
یافته‌ها: نتایج بدست آمده در فاز انجام مصاحبه حکایت از شناسایی «359» کد باز و تقلیل آن به 50 گزاره‌ی زمینه‌ای دارد که براساس مقیاس‌بندی‌های امتیازی به 10 مقوله پارادایمی منتج شد. 
نتیجه گیری: نتایج کسب شده نشان می‌دهد، که شرکت‌های فعال در این عرصه، براساس ظرفیت‌های بالقوه‌ای که در سایه این فرآیند از رویه‌های پیاده‌سازی وقاع مالی بدست می‌آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل مؤثر بر افشای ریسک‌های مالی مطابق با استاندارد حسابداری شماره ۳۷</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4949.html</link>
      <description>هدف: این مقاله با هدف بررسی میزان انطباق شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس و فرابورس ایران با الزامات استاندارد حسابداری شماره 37 در زمینه افشای ریسک‌های مالی انجام شده است. همچنین این مطالعه به شناسایی عوامل مؤثر بر افشای ریسک‌ها مانند سازوکارهای حاکمیت شرکتی، ویژگی‌های شرکت‌ها و نوع صنعت می‌پردازد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: در این پژوهش، از داده‌های پانلی مربوط به ۲۲۱ شرکت پذیرفته‌شده در بازار سرمایه ایران طی سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ استفاده شده است. به‌منظور تحلیل داده‌ها، مدل رگرسیون پانلی به‌کار گرفته شد. در این مدل، متغیرهای حاکمیت شرکتی شامل اندازه هیئت‌مدیره، نسبت مدیران غیرموظف، استقلال کمیته حسابرسی، تمرکز مالکیت و مالکیت مدیریتی، ویژگی‌های شرکت از جمله اهرم مالی، اندازه مؤسسه حسابرسی و اندازه شرکت و همچنین نوع صنعت، به‌عنوان متغیرهای مستقل لحاظ شده‌اند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان داد عوامل مختلفی مانند نسبت مدیران غیرموظف، اهرم مالی، اندازه مؤسسه حسابرسی، اندازه شرکت و نوع صنعت با افزایش افشای ریسک‌های مالی همبستگی مثبت دارند. در حالی که اندازه هیئت مدیره و تمرکز مالکیت ، استقلال کمیته حسابرسی و مالکیت مدیران نتایج معناداری با افشای ریسک‌ها نداشتند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مقاله تأکید دارد که علاوه بر سازوکارهای حاکمیت شرکتی، ویژگی‌های خاص هر صنعت و متغیرهای مالی نظیر اهرم مالی می‌توانند تأثیرات قابل‌توجهی بر میزان افشای ریسک‌های مالی داشته باشند. پیشنهاد می‌شود نهادهای نظارتی سیاست‌های شفاف‌سازی بیشتری برای افزایش انطباق با استانداردهای افشای ریسک‌های مالی تدوین کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر فرهنگ شرکت‌ها در قالب ارزشهای رقابتی بر کیفیت گزارشگری مالی:تغییر مدیریت و تغییر فرهنگ</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_4961.html</link>
      <description>هدف: اطلاعات مالی با کیفیت، زیربنای تصمیم‌گیری در بازار سرمایه است و فرهنگ سازمانی به‌عنوان سازوکاری درون‌سازمانی، نقش مهمی در شکل‌گیری رویه‌های گزارشگری مالی دارد. تغییر مدیریت نیز می‌تواند با تغییر جهت‌گیری‌های فرهنگی، بر کیفیت گزارشگری مالی اثرگذار باشد. این پژوهش به بررسی تأثیر ابعاد فرهنگ شرکت‌ها در قالب ارزش‌های رقابتی، و نقش تغییر فرهنگ و مدیریت بر کیفیت گزارشگری مالی می‌پردازد.
روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی است. داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای گردآوری و مدل پژوهش با داده‌های پانل و روش حداقل مربعات معمولی با خطای خوشه‌ای و کنترل اثرات سال و صنعت برآورد شده است. برای سنجش فرهنگ سازمانی از تحلیل محتوای گزارش‌های هیأت‌مدیره استفاده شد. نمونه شامل 169 شرکت پذیرفته‌شده در بورس تهران طی سال‌های 1393 تا 1402 است. 
یافته‌ها: نتایج نشان داد فرهنگ نوآوری‌محور اثر مثبت و معناداری بر کیفیت گزارشگری مالی دارد، در حالی‌که فرهنگ‌های رقابت‌محور و کنترل‌محور اثر منفی دارند. فرهنگ مشارکت‌محور اثری معنادار بر کیفیت گزارشگری مالی نداشت. همچنین، تغییر فرهنگ تنها در مورد فرهنگ‌های رقابت‌محور و کنترل‌محور منجر به بهبود کیفیت گزارشگری می‌شود. تغییر یا عدم تغییر مدیرعامل تأثیری بر این روابط ندارد.
نتیجه‌گیری: نوع و تغییرات فرهنگ سازمانی، به‌ویژه در ساختارهای متمرکز، نقش مهمی در ارتقای کیفیت گزارشگری مالی دارند؛ یافته‌هایی که می‌تواند برای سیاست‌گذاران، مدیران و سرمایه‌گذاران مفید باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>افشای اطلاعات زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی و نقدشوندگی سهام</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5045.html</link>
      <description>هدف: در سال‌های اخیر، اهمیت افشای اطلاعات زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی در فرآیندهای تصمیم‌گیری افزایش یافته است. این افشاگری‌ها به عنوان مؤلفه‌ای کلیدی در ارزیابی عملکرد شرکت‌ها و تأثیرگذار بر نقدشوندگی سهام، در بازارهای مالی شناخته می‌شوند. بر این اساس هدف این پژوهش بررسی رابطه‌ی بین افشای زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ای‌اس‌جی) و نقدشوندگی سهام در شرکت‌های فعال در بورس اوراق بهادار تهران است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: فرضیه این پژوهش با نمونه‌ای مشتمل بر 125 شرکت‌ فعال در بازار بورس اوراق بهادار تهران، طی سال‌های 1397 الی 1401 و با استفاده از مدل رگرسیون چند‌متغیره مبتنی بر داده‌های ترکیبی آزمون شده است. همچنین این پژوهش از جهت هدف، کاربردی و از جهت روش استنتاج و طرح پژوهش در زمره پژوهش‌های توصیفی تحلیلی، از نوع همبستگی و پس‌رویدادی است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج حاصل از فرضیه‌ی پژوهش نشان می‌دهد که افشای اطلاعات زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی تأثیر مثبت و معناداری بر نقدشوندگی سهام دارد؛ یعنی با افزایش افشای اطلاعات زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی، نقدشوندگی سهام نیز افزایش می‌یابد. در نهایت در آزمون حساسیت نشان داده شد که در سال‌های اخیر، با توجه به ارتباط میان افشای مسائل زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی و نتایج مالی، توجه به ارزیابی این نوع افشای اطلاعات در شرکت‌ها به طور چشمگیری افزایش یافته است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: در خصوص پذیرش فرضیه‌ پژوهش می‌توان این چنین استدلال کرد افشای اطلاعات زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی سبب افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران گشته که در پی آن عدم تقارن اطلاعاتی کاهش و محیط اطلاعاتی شرکت بهبود می‌یابد؛ در نهایت این امر موجب افزایش نقدشوندگی سهام شرکت می‌شود. نتایج پژوهش می‌تواند موجب بسط مبانی نظری پژوهش‌های گذشته در خصوص افشای اطلاعات زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی در کشورهای درحال‌توسعه، نظیر بازار سرمایه ایران گشته و کارایی عملیات بازار و عملکرد سهام را بهبود بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل مفهومی پیاده‌سازی بلاکچین در سیستم مالیات بر ارزش افزوده مبتنی‌بر نظریه داده‌بنیاد</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5075.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی این پژوهش ارائه مدل مفهومی پیاده‌سازی بلاکچین در سیستم مالیات بر ارزش افزوده در ایران است. چرا که پیاده‌سازی فناوری بلاکچین در نظام مالیات بر ارزش افزوده می‌تواند به‌عنوان راهکاری نوآورانه جهت ارتقاء شفافیت، اثربخشی فرآیندهای مالیاتی و عدالت اقتصادی شناخته شود.&amp;amp;nbsp;روش: روش این تحقیق کیفی بوده که با بکارگیری استراتژی داده بنیاد (برگرفته از نظریه اشتراوس و کوربین) انجام شده است. مشارکت‌کنندگان در تحقیق حاضر خبرگان رشته‌های حسابداری و کامپیوتر و مدیران مالی و مالیاتی بوده‌اند که با دارا بودن شرایط و ضوابطی (که در متن مقاله ذکر شده) به روش نمونه‌گیری غیراحتمالی نظری تعداد 20 نفر از آنها تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌های این تحقیق از مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته با بکارگیری نرم‌افزار MaxQda از متون مصاحبه‌ها در سه مرحله‌ی کُدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل و استخراج قرار گرفتند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: در این پژوهش پس از بررسی و انجام مراحل کُدگذاری متن مصاحبه‌های صورت گرفته با کمک نرم‌افزار مکس‌کیودا و سنجش روایی محتوایی (CVR و CVI)، کُدهای نهایی در 20 مقوله اصلی و 50 مقوله فرعی در الگوی پارادایمی پیاده‌سازی بلاکچین در سیستم مالیات بر ارزش افزوده جانمایی شدند. به‌طوری‌که 3 مقوله برای شرایط علّی، 3 مقوله برای عوامل زمینه‌ای، 3 مقوله برای شرایط مداخله‌گر، 4 مقوله برای راهبردها و 7 مقوله برای پیامدها مرتبط با یک مقوله محوری پژوهش شناسایی شدند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: استفاده از فناوری بلاکچین در سیستم مالیات بر ارزش افزوده ایران می‌تواند به طور قابل توجهی به بهبود کارایی و دقت این سیستم کمک کند. بویژه، اتوماسیون اداری مبتنی‌بر بلاکچین می‌تواند ارزیابی پرونده‌های مالیاتی را تسریع کرده و از فناوری برای ارزیابی دقیق‌تر مستندات استفاده نماید. این امر به افزایش شفافیت، کاهش خطاها و تقویت سرعت پاسخگویی در فرآیندهای مالیاتی منجر می‌شود و زیرساخت‌های مالیاتی را به سمت بهره‌وری بیشتر هدایت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی بهینه پیش‌بینی نقدشوندگی سهام از طریق مدل جنگل تصادفی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5079.html</link>
      <description>هدف: بازارهای سهام به دلیل پویایی، پیچیدگی‌های مالی و درک ضعیف افراد در تعیین قیمت، بسیار پرنوسان و پرخطر هستند. بنابراین هدف این پژوهش طراحی الگویی است که بتواند قیمت سهام را پیش‌بینی کرده تا به سرمایه‌گذارانی که دانش کافی برای درک پویایی‌های پیچیده موجود در ارزیابی و پیش‌بینی قیمت سهام ندارند، کمک بهینه نماید.&amp;amp;nbsp;روش: این پژوهش از یک روش ترکیبی بهره می‌برد که شامل تحلیل داده‌ها، یادگیری ماشین و الگوسازی پیش‌بینی است. ابتدا داده‌های مربوط به نقدشوندگی سهام از مجموعـه دادگـان علمی مختلف جمع‌آوری و پیش‌پردازش شده، سپس از الگوریتم جنگل تصادفی یـادگیری ماشـین بـرای شناسـایی و طراحی الگوی بهینه نقدشوندگی سهام استفاده شده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: در این پژوهش، با استفاده ازالگوریتم جنگل‌های تصادفی، سعی شده است تا حد امکان الگویی دقیق و کارا برای پیش‌بینی نقدشوندگی سهام تدوین شود. یافته‌ها نشان می‌دهند که ویژگی‌های بتا و میزان تغییرات و نوسانات در بازدهی سهام بیشترین تأثیر را بر نقدشوندگی سهام داشته و الگوی به دست آمده با دقت بالاتری نسبت به الگوهای قبلی می‌تواند این نقدشوندگی را پیش‌بینی کند. مقدار پایین خطای مربعی میانگین نیز نشان‌دهنده افزایش دقت پیش‌بینی‌ها است.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: خطای مربعی میانگین پایین الگو، تأیید می‌کند الگوی جنگل‌های تصادفی انتخاب مناسبی برای پیش‌بینی نقدشوندگی سهام بوده است. این نتایج می‌توانند به سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران مالی در اتخاذ تصمیمات بهتر و دقیق‌تر کمک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر ویژگی‌های شخصیتی و میزان ثروت بر تمایل به سرمایه‌گذاری: نقش میانجی وسعت تعامل‌های اجتماعی سرمایه‌گذاران</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5127.html</link>
      <description>هدف: تصمیم‌گیری‌های مالی به‌عنوان فرایندی پیچیده، تحت‌تأثیر عوامل اقتصادی، روان‌شناختی و اجتماعی است که به‌صورت مستقل و در تعامل با یکدیگر، الگوهای رفتاری متفاوتی را در سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کنند؛ لذا هدف این پژوهش بررسی تأثیر میزان ثروت و ویژگی‌های شخصیتی بر تمایل به سرمایه‌گذاری و نقش میانجی وسعت تعامل‌های اجتماعی در این ‌رابطه است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: روش پژوهش، پیمایشی و نمونه آماری شامل 369 سرمایه‌گذار حقیقی فعال در بازارهای مالی و موازی است. داده‌ها به وسیله پرسشنامه استاندارد در سال 1403 جمع‌آوری و با نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS، به روش مدل‌سازی معادلات ساختاری، تحلیل شدند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که ویژگی‌های شخصیتی بر تمایل به سرمایه‌گذاری تأثیر منفی و معنادار و میزان ثروت بر تمایل به سرمایه‌گذاری تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، ویژگی‌های شخصیتی بر وسعت تعامل‌های اجتماعی و وسعت تعامل‌های اجتماعی بر تمایل به سرمایه‌گذاری دارای تأثیر مثبت و معنادار هستند. بااین‌حال، نقش میانجی وسعت تعامل‌های اجتماعی در رابطه بین ویژگی‌های شخصیتی و تمایل به سرمایه‌گذاری تأیید نشد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: ویژگی‌های شخصیتی، میزان ثروت و وسعت تعامل‌های اجتماعی بر تمایل به سرمایه‌گذاری مؤثرند. باتوجه‌به اهمیت روزافزون تعامل‌های اجتماعی، تأثیر آن بر تصمیم‌های سرمایه‌گذاری نیز اهمیت بیشتری می‌یابد. این یافته‌ها به درک روان‌شناسی سرمایه‌گذاران کمک کرده و برای سیاست‌گذاران، مؤسسه‌های مالی و شرکت‌های مشاور مالی در طراحی ابزارها، محصول‌ها و راهبردهای مؤثرتر سودمند خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معاملات فرصت‌طلبانه با اشخاص وابسته و حساسیت سرمایه‌گذاری و تأمین مالی خارجی نسبت به ارزش بازار و جریان نقدی داخلی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5129.html</link>
      <description>هدف: سرمایه‌گذاران و وام‌دهندگان توجه خاصی به ارزش بازار و جریان نقدی داخلی ایجاده شده در شرکت‌ها دارند؛ اما با توجه به تئوری نمایندگی، وجود معاملات فرصت‌طلبانه با اشخاص وابسته ممکن است بر تصمیم آنها تأثیر متفاوتی بگذارد. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط نوع معاملات با اشخاص وابسته و حساسیت سرمایه‌گذاری و تأمین مالی خارجی است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش‌شناسی، در زمره پژوهش‌های توصیفی- همبستگی قرار دارد. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش، از روش رگرسیون چند متغیره مبتنی بر داده‌های پانل استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1397 الی 1402 است که در نهایت 134 شرکت (804 مشاهده) مورد بررسی قرار گرفتند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان داد معاملات فرصت‌طلبانه با اشخاص وابسته با کاهش معنادار حساسیت تأمین مالی خارجی نسبت به کیوتوبین ارتباط دارد. طبق نتایج پژوهش، معاملات فرصت‌طلبانه با اشخاص وابسته با افزایش حساسیت سرمایه‌گذاری نسبت به شاخص کیوتوبین در شرکت‌ها ارتباط دارد. همچنین، ارتباط حساسیت سرمایه‌گذاری نسبت به جریان نقدی داخلی و نیز ارتباط حساسیت تأمین مالی خارجی به جریان نقدی داخلی در حضور معاملات فرصت‌طلبانه اشخاص وابسته، معنادار نیست.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش، معاملات فرصت‌طلبانه با اشخاص وابسته شرکت بر تصمیم وام‌دهندگان تأثیرگذار است اما در مورد سرمایه‌گذاران چنین چیزی مشاهده نشده است. همچنین، سرمایه‌گذاران و وام‌دهندگان در تصمیم‌گیری به ارزش بازار شرکت نسبت به جریان نقدی داخلی ایجاد شده در شرکت توجه بیشتری دارند. این پژوهش با تفکیک معاملات به دو نوع عادی و فرصت‌طلبانه و بررسی مربوط‌تر آن از دیدگاه تضاد منافع منجر به ارزش افزوده علمی در پژوهش‌های مربوط خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گزارشگری مالی متقلبانه و گزارشگری پایداری: نقش تعدیل‌کنندگی ویژگی‌های رفتاری مدیران</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5157.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش نقش تعدیلی خودشیفتگی، خوش‌بینی و کوته‌بینی مدیران را به عنوان ویژگی‌های رفتاری بر رابطه میان گزارشگری مالی متقلبانه و پایداری بررسی کرده و با تبیین پیوندهای رفتاری، زمینه تدوین سیاست‌های نظارتی و بهبود چارچوب‌های گزارشگری را فراهم می‌سازد.&amp;amp;nbsp;روش: این پژوهش کاربردی با رویکرد پس‌رویدادی، داده‌های 1,243 سال- شرکت را طی سال‌های 1392 تا 1402 تحلیل کرده است. گزارشگری متقلبانه بر مبنای استاندارد 240 و پایداری براساس مؤلفه‌های سازمان ابتکارات جهانی سنجیده شد. ویژگی‌های رفتاری مدیران به‌عنوان متغیر تعدیل‌گر و چهار متغیر کنترلی در الگوی معادلات ساختاری در نرم‌افزار اسمارت پی‌ال‌اس-4 لحاظ شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی، پایایی و روایی سازه‌ها، برازش مطلوب و پیش‌بینی‌پذیری الگو را تأیید می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد گزارشگری مالی متقلبانه و پایداری رابطه منفی و معناداری دارد. همچنین، ویژگی‌های رفتاری مدیران در این رابطه نقش تعدیل‌گر دارد؛ خودشیفتگی و خوش‌بینی اثر تعدیلی مثبت و معنادار داشته و کوته‌بینی فاقد اثر معنادار است.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد درک رفتارهای گزارشگری مالی و پایداری بدون توجه به ویژگی‌های روان‌شناختی مدیران ناقص است که بیانگر نوآوری پژوهش، تبیین نقش تعدیل‌گر ویژگی‌های رفتاری مدیران در پیوند تقلب مالی و پایداری است. این مطالعه نشان داد ترکیب دیدگاه‌های نمایندگی، مشروعیت و سطوح عالی مدیریت می‌تواند چارچوبی جامع برای تحلیل انگیزه‌های مدیریتی فراهم کند. یافته‌ها اهمیت ارزیابی‌های شناختی مدیران و تدوین سیاست‌های افشای شفاف‌تر را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تغییر درآمدهای معوق بر عملکرد مالی آتی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5185.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر تلاش دارد تأثیر تغییرات درآمدهای معوق بر نمایانگرهای مختلف عملکرد مالی را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: پژوهش حاضر شامل دو بخش بررسی تأثیر تغییر درآمدهای معوق بر نمایانگرهای مختلف عملکرد مالی آتی و بررسی امکان تشکیل پرتفویی از سهام‌‌ با استفاده از تغییرات درآمدهای معوق جهت کسب بازدهی بیش از بازده متوسط بازار است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال‌های 1391 الی 1402 است که پس از انجام غربالگری معادل 101 شرکت (1،212 سال- شرکت) است. تجزیه و تحلیل بخش نخست پژوهش با اجرای مدل‌های رگرسیونی پس از اطمینان از مانایی متغیرها و انجام آزمون اف لیمر و هاسمن صورت پذیرفته است و جهت اجرای بخش دوم نیز آزمون تی مستقل انجام شده است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد بین عملکرد مالی و درآمدهای معوق رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. اما تفاوت معناداری بین بازده سهام با تغییرات بالا در درآمد معوق و بازده متوسط بازار دیده نمی‌شود.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: بنابر یافته‌های پژوهش حاضر، علی‌رغم وجود رابطه مثبت و معاندار بین درآمدهای معوق و عملکرد مالی که می‌تواند در پیش‌بینی عملکرد آتی شرکت‌ها به ذینفعان کمک کند، این مهم جهت کسب بازده بیش از بازده متوسط بازار قابل استفاده نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی و پیش‌بینی داده‌محور ارزش‌گذاری قرارداد اختیار معامله: رهیافت الگوریتم بهینه‌سازی ازدحام ذرات</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5225.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش طراحی و ارائه چهارچوبی نوین برای ارزش‌گذاری قراردادهای اختیار معامله با بهره‌گیری از الگوریتم بهینه‌سازی ازدحام ذرات (PSO) است. در این چهارچوب، تمرکز بر پیش‌بینی جداگانه قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش قرار گرفت تا محدودیت مدل‌های تحلیلی سنتی مانند بلک- شولز برطرف و از ظرفیت روش‌های یادگیری ماشین برای مدل‌سازی دقیق‌تر رفتار قیمتی استفاده شود.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: پژوهش حاضر داده‌محور و مبتنی بر رویکرد یادگیری ماشین است. در این راستا، شبکه عصبی پرسپترون چندلایه (MLP) برای پیش‌بینی قیمت اختیار معامله طراحی و آموزش داده شد و وزن‌های شبکه به همراه ضرایب مدل رگرسیون خطی توسط الگوریتم PSO تنظیم گردیدند. داده‌ها شامل ۸۴۰ مشاهده از ۴۲ سهم دارای سابقه اختیار معامله در دوره زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ بود و شاخص‌های MAE، RMSE و R&amp;amp;sup2; برای ارزیابی عملکرد مدل‌ها به‌کار رفت.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان داد بهینه‌سازی پارامترهای مدل‌ها با الگوریتم PSO موجب کاهش معنادار خطای پیش‌بینی و افزایش ثبات عملکرد در مقایسه با مدل‌های سنتی شد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: چارچوب پیشنهادی می‌تواند ابزار کارآمدی برای فعالان بازار اختیار معامله محسوب شود تا با اتکا به پیش‌بینی‌های دقیق‌تر، تصمیم‌های بهینه‌تری اتخاذ کرده و ریسک معاملات خود را کاهش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبار‌سنجی الگویی از بسترهای خطر تقلب در شرکت‌ها بر اساس سبک تفکر مدیران</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5289.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف توسعه و اعتبارسنجی یک مدل پارادایمی جامع برای تبیین بسترهای خطر تقلب در شرکت‌ها انجام شد. در این مدل، سبک تفکر مدیران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های شناختی و رفتاری اثرگذار بر ایجاد محیط‌های مستعد تقلب مورد توجه قرار گرفت.&amp;amp;nbsp;روش: این پژوهش با طرح آمیخته اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۶ خبره حسابداری و حسابرسی انجام و داده‌ها با استفاده از رویکرد نظریه‌پردازی داده‌بنیاد در نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شد که منجر به شناسایی ۲۲ مقوله اصلی و ۱۱۳ مقوله فرعی گردید. در بخش کمی، پرسش‌نامه‌ای برگرفته از یافته‌های کیفی بین ۳۸۴ متخصص توزیع شد و تحلیل عاملی تأییدی و مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار SmartPLS3.0 انجام گرفت. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 97/0 تأیید شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج کمی نشان داد عوامل اجتماعی در شرایط علّی، سبک تفکر مدیریت در پدیده محوری، ناشایستگی مدیریتی در شرایط زمینه‌ای و ویژگی‌های کارکنان در شرایط مداخله‌گر بیشترین اثر را بر شکل‌گیری بسترهای خطر تقلب دارند. همچنین، اغلب روابط فرض‌شده در مدل از نظر آماری معنادار بودند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: تقلب مدیریتی حاصل تعامل پویا میان عوامل ساختاری، شناختی، فرهنگی و انگیزشی است. تقویت کنترل‌های داخلی، ارتقای حاکمیت شرکتی و بهبود شایستگی‌های اخلاقی و شناختی مدیران می‌تواند به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای ریسک تقلب را کاهش دهد. مدل ارائه‌شده، ابزاری معتبر برای ارزیابی ریسک تقلب و بهبود استانداردهای نظارتی و حسابرسی محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عدم قطعیت جهانی و سهام‌داران نهادی: با تأکید بر عملکرد مالی</title>
      <link>https://jak.uk.ac.ir/article_5429.html</link>
      <description>هدف: در بازارهای نوظهور، عدم قطعیت جهانی عامل مهمی در تبیین و پیش‌بینی رفتارهای بازیگران اقتصادی است. عدم قطعیت جهانی به معنای تغییرات غیرقابل‌پیش‌بینی در سیاست‌های اقتصادی، رویدادهای سیاسی یا بحران‌های بین‌المللی است که می‌تواند پیامدهای متعددی به همراه داشته باشد. مطالعه رفتار سهام‌داران نهادی نسبت به ریسک‌های ناشی از عدم قطعیت جهانی، یکی از جنبه‌های منحصربه‌فردی است که باوجود اهمیت بالا، کمتر در ادبیات حسابداری و مالی به بحث گرفته شده است. بر همین اساس این پژوهش درصدد است تا به تأثیر عدم قطعیت جهانی بر مالکیت سهام‌داران نهادی با تأکید بر نقش تعدیل‌گری عملکرد مالی بپردازد.&amp;amp;nbsp;روش: داده‌های 116 شرکت بورسی طی سال‌های 1384 تا 1402 با روش رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر تحلیل ترکیبی، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد عدم قطعیت جهانی تأثیر منفی بر مالکیت سهام‌داران نهادی دارد. این واکنش بیانگر واگرایی منافع سهام‌داران نهادی با سایر سهام‌داران در شرایط عدم قطعیت جهانی است که تنها در صنایع سیاسی دیده شده است. همچنین، با افزایش بازده حقوق صاحبان سهام، تأثیر منفی عدم قطعیت جهانی تضعیف می‌شود. این به آن معناست که بازده حقوق صاحبان سهام به‌عنوان یک شاخص عملکرد مالی برای سهام‌داران نهادی در شرایط عدم قطعیت جهانی از اهمیت بسزایی برخوردار است و می‌تواند انگیزه کاهش مالکیت را کمتر کند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق می‌تواند برای سرمایه‌گذاران حقیقی، تحلیلگران و سیاست‌گذاران بازار سرمایه در درک رفتار سهامداران نهادی مفید باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
